آندیا عشق قشنگ مامان و بابا آندیا عشق قشنگ مامان و بابا ، تا این لحظه: 12 سال و 7 ماه و 1 روز سن داره

آنـدیـا تک گل بوستان عشق مامان و بابا

یــه کــم امیـد بیشتــــــــر

سلام عزیزم امروز صبح هم که بیدار شدم چون تو خواب دیده بودم دو بار بی بی زدم گفتم بازم برم بزارم بابایی که میخواست بره سر کار من بهش گفتم امروز باز میخوام بذارم گفت خیلی خوبه بذار آخه دیشب بهم گفت بذار گفتم فردا نه هر وقت میزارم استرس بهم وارد میشه صبح که بی بی رو زدم بازم مث دیرو ز شد فقط باز خط پایینی ظاهر شد کمی پررنگ تر داشتم بال در میاوردم از خوشحالی فورا رفتم به بابایی خبر دادم اونم خیلی خوشحال شد بهم گفت خوب استراحت کن و دست به چیزی نزن گفت ظهر خودم اومدم غذا درست میکنم منم گفتم باشه عزیزم حالا باز دو روز دیگه تکرارش میکنم ببینم پررنگ تر شده یا نه دیشب رفته بودیم بیرون خرید,بابایی خیلی خوشحال بود صدای ظبط رو ب...
27 مرداد 1392

انــدکی امیــــدواری

سلام عزیزم دیشب تو خواب دیدم تا بی بی + شده خیلی خوشحال بودیم منو بابایی بعد رفته بودیم خونه مامان بزرگم اینا همه اونجا بودن وهمه بهمون تبریک مبگفتن و بعد فرداش باز بی بی زدم پررنگ تر از دیروز شد خیلی خوشحال بودم تو خواب تا بیدار شدم فورا رفتم بی بی زدم منفی شد ولی یه خط خیلی خیلی کم رنگ زیرش اومد که به زور دیده میشد البته سه روز جلو موقع پری بود خیلی خوشحال شدم فورا اومدم به بابایی گفتم اونم یه کمی خوشحال شد چون چیزی معلوم نبود زیاد نخواست بروز بده پا شدیم صبحانه خوردیم و بعدش من یه کمر درد شدیدی گرفتم عین اون موقع هایی که حامله بودم وسقط شد تازه دیشب هم با کمر درد شدید خوابم برد .یه کم دراز کشیدم بعد خوب شدم و رفتم غذا درست کردم با ک...
27 مرداد 1392