یــه کــم امیـد بیشتــــــــر
سلام عزیزم امروز صبح هم که بیدار شدم چون تو خواب دیده بودم دو بار بی بی زدم گفتم بازم برم بزارم بابایی که میخواست بره سر کار من بهش گفتم امروز باز میخوام بذارم گفت خیلی خوبه بذار آخه دیشب بهم گفت بذار گفتم فردا نه هر وقت میزارم استرس بهم وارد میشه صبح که بی بی رو زدم بازم مث دیرو ز شد فقط باز خط پایینی ظاهر شد کمی پررنگ تر داشتم بال در میاوردم از خوشحالی فورا رفتم به بابایی خبر دادم اونم خیلی خوشحال شد بهم گفت خوب استراحت کن و دست به چیزی نزن گفت ظهر خودم اومدم غذا درست میکنم منم گفتم باشه عزیزم حالا باز دو روز دیگه تکرارش میکنم ببینم پررنگ تر شده یا نه دیشب رفته بودیم بیرون خرید,بابایی خیلی خوشحال بود صدای ظبط رو ب...
نویسنده :
مامان ناهــید...
16:30


